سيد محمد حسيني شاهرودى / مصطفى آخوندى

105

اطلاعات رزمى در جنگهاى صدر اسلام ( فارسى )

قومى را ديدم كه ملجأ و پناهى جز شمشيرهايشان ندارند و چون افعى به خود مىپيچند . به خدا قسم ! تا به تعداد خود از شما نكشند ، كشته نمىشوند ، و اگر به آن تعداد از شما بكشند ، زندگى بعد از آن براى شما چه سودى دارد ؟ پس در فكر چاره باشيد . « 1 » بدين ترتيب ، تا پايان نبرد و كشته شدن سران قريش و شكست آنان ، روحيهء مشركان به وسيلهء عوامل گوناگون ، همچنان رو به كاستى مىرفت . يكى از نكاتى كه در اين جنگ شايان دقّت است ، انطباق گزارش مأموران اطّلاعاتى پيامبر صلى الله عليه و آله با واقعياتى است كه در ميان كفّار قريش به‌وقوع مىپيوست . عَمّارِ ياسِرْ و ابْنِ مَسْعُودْ كه از طرف رسول خدا صلى الله عليه و آله براى بررسى وضع روحى دشمن اعزام شده بودند ، گزارش مأموريت خويش را اين چنين به خدمت حضرت عرض كردند : آنان سخت وحشت زده و هراسان بودند ؛ به‌گونه‌اى كه وقتى اسب‌هايشان مىخواستند شيهه بكشند ، به سر و صورت آنها مىزدند تا ساكت شوند . « 2 » آرى قريش از شدت ترس و وحشت و پايين بودن روحيه ، با همهء توان رزمى كه داشتند ، شب به خواب نرفته و از ترس حملهء غافلگيرانهء مسلمانان ، تا صبح به نگهبانى مىپرداختند « 3 » . درجبههء مقابل ، با الطاف الهى و امدادهاى غيبى ، چنان آرامش و

--> ( 1 ) - مغازى ، ج 1 ، ص 62 ؛ الصحيح من سيره النبى ، ج 3 ، ص 186 ؛ طبقات ، ج 2 ، ص 16 و بحارالانوار ، ج 19 ، ص 224 . ( 2 ) - المغازى ، ج 1 ، ص 54 ؛ پيامبرى و جهاد ، ص 125 و بحارالانوار ، ج 19 ، ص 251 . ( 3 ) - همان ، ص 55 ؛ بحارالانوار ، ج 19 ، ص 250 .